خرید بک لینک

الدعا !

_ برای رضای رئوفم: اگر این روزها کنار تو بودم، اگر این روزها کنار تو بودم اونوقت ... کاش اینروزها کنار تو بودم! مراقب توودلیِ من باش رضای من ...!

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: شنبه 17 دی 1401 ساعت: 21:24

پرسیده بودی معنی " بدبخت " چی میشه؟

اونیکه تنها دلخوشیش واژه ست؛ "بدبختـ " ـه ...

ع.آذر

- دلم میخواد شعردوست باشی، اما دوست ندارم هیچوقت شاعر باشی مامان .. !

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:39

بعضی از آدمها هم هستند که

" حادثه خیز" ند ..

الدعا ..

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 18:40

زمان زیادی گذشته، برخلاف بقیه وقتی به عقب نگاه میکنی اصلا شبیه یک چشم به هم زدن نبوده، فرسایش روز و شبهایی بلند رو میبینی که دیگه بعیده بتونی دوباره تحملشون کنی، امروز چیزهایی داری که نمیشه انکارش کرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 23:01

استاد بهم گفت؛ وقتی بازنشسته شدی، بچه یا بچه هات رفتن دنبال زندگیشون، تو موندی و همسرت، سازت بیشتر ازین آقا همدمته ... خوب یادش بگیر برای اون موقع ...

همون موقع از ذهنم و دلم گذشت؛ اگر یادش بگیرم، قبل این ها، دق میکنم از غصه...

_ اشکم دوباره اومده دم مشکم! مخصوصا وقتی میخوام از حقم دفاع کنم. متنفرم این وقتها از خودم ...

_ من عاشق سه تارمم...

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 23:01

به تو گفتم:زياد، خيلی خيلی زياد دوستت دارم.جواب دادى:هرچه اين حرف را تكرار كنى، باز هم مى خواهم بشنوم!"اين گفت و گوى كوتاه را، مدام، مثل برگردان يك شعر، مثل تم يك موسيقی، هر لحظه توى ذهن خودم تكرار كردم. اما هرگز تصور نكن كه حتى يك لحظه توانسته باشم خودم را با تكرار و با مرور اين حرف تسكين بدهم.نه! من فقط موقعى آرام و آسوده هستم و تنها موقعى به تو فكر نمى كنم، كه تو با من باشى. همين و بس. مثل_خون_در_رگهاى_مننامه هاى احمد شاملو به آيدا - از هر تکراری خسته ام، جز دوست داشتن تو .. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1396 ساعت: 18:31

همیشه بین همه ی آدمها یک نقطه ی اتصالی هست، یک نقطه ی مشترکی که بتوان بوسیله ی آن احساس نزدیک بودن بهم را داشت، یکجایی خوشحالی ست، یک وقتی خوشحالی نیست،غم است... یک وقتی درد است، یک وقتی بی دردی ست، یک وقتی هم چیزهای دیگر .. من گمانم با همه ی آدمها در دو واژه یعنی "درد و دلتنگی" مشترکم .. حتی حالاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 12:34

از وقتی که این ماهِ تمام، آمده و نشسته و خانه گرفته در قلبم، بواقع تصاحب کرده همه ی وسعتش را، سرم به خوشی ها گرم است و اگر گهگاهی از همسایه های غریب شده ی قلبم - غمی، خاطره ی غمداری، نوشته و یا حرف اندوهناکی - به گذرم بیفتد، زودتر از قبل، خیلی زودتر از قبل، میتوانم کنار بیایم و سامان بدهم به آشفتگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 0:14

اگر لابلای پرده های نگاه ات ب زندگی، چیزی بجز چشمهای گریان و غمی آمیخته با شیارهای پیشانی و سکوتی قفل شده بروی لبها و سردی غریبی روی گونه ها، نمیبینی...اگر نام گذشته برایت، حسرت گذشته و نام حال برایت، بی خبری و نام آینده، برایت جز حسرت آینده نیست .... آنوقتی که زیر آسمان خدا، از سویدای دل، با صدایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 9:08

گرفته و دلگیر از عالم و آدم، " الله اکبر و الحمدلله و سبحان الله" تسبیحت رد میشوند ...از آن شب بارانی و غمگین، چند وقتی بیشتر نمیگذرد که به خودت می آیی و میبینی که حواست هست ب "الله اکبر" گفتن ها .. حواست هست ب اولین دانه ی " الحمدلله" .. که بعد، لبخندی روی لبت مینشیند و مرغ خیالت پر میکشد ب اولِ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 9:08

این اشکهای نیمه شبم، همان دلتنگی برای توست...

امام رضای بقیه ی آدمها!

برای تو، رضای من!

- دلم برای چند قدم مانده ب پله های نزدیک ضریح، برای قابی که تکه ای از مشبک های ضریح و گلهای بالای ضریح و قبل از اینها، چلچراغ پرنور آویزان از سقف را دارد.. دلم برای نگاه تو، وقتی لابلای آن همه جمعیت، با لبخند نگاهم میکنی، خیلی خیلی خیلی خیلی تنگ است... دلم برای اشکهای داخل حرمت تنگ است ...

- دلتنگی تو اثر دارد... دلتنگم باش رضای زندگی ام!

- الدعا ..

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 9:08

عشق، راهزن مهربانی است که منتظر میماند تا در پیچی از زندگی، دلخوشی های کوچکت را غارت کند اما درعوض، دلخوشی و دلگرمی بزرگتری برایت باقی بگذارد..

- دوستت دارم عزیزتر از جان ... :)

- الدعا ..

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 9:08

خانم جان خدا بیامرز همیشه میگفت؛
مادرم خدابیامرز میگفت؛ خدا گفته توو دل شما زنها "عشق" میزارم که تقسیمش کنین بین همه خلایقم.. گفت؛
توو گوش هممون گفته؛ برید دنیارو مهربون کنید ...

- کسی که کار جهان لنگ میزند بی او / فرشته نیست، پری نیست، حور نیست، " زن " است ..

عید میلاد و روز زن مبارک :)

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 9:08

آمدم بنویسم از حالی که در کنار او، بدون تو دارم وقتی که دایما، دلتنگ و بیاد تو هستم، دیدم گریه امان نمیدهد .. آمدم بنویسم که انگار باید بهترین روزهای عید زندگی ام میبود اما نبود .. بنویسم که دلم شاد و سرحال است اما نیست.. آمدم بنویسم کنار او خوشبختم شکرخدا، اما کنار تو که نباشم چه؟! آمدم بپرسم از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 9:08

رفتم بگویم بعد از این هر باربا احمدم مهمانتان هستماین شوهرم، آقای خوب من !اینکه گرفته مهربان! دستمرفتم بگویم راضیم آقااز این سکوت بی همانندشاز این نگاه ساده و گرمشاز قسمت شیرین لبخندشاو آرزوی هر زنی تنهاستمردی که لبخندش طلا باشددستان مغرورش پر از پینهبا غصه هایت آشنا باشد - شعر از قاسم رفیعا با اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 9:08

صفحه بندی