استاد بهم گفت؛ وقتی بازنشسته شدی، بچه یا بچه هات رفتن دنبال زندگیشون، تو موندی و همسرت، سازت بیشتر ازین آقا همدمته ... خوب یادش بگیر برای اون موقع ...
همون موقع از ذهنم و دلم گذشت؛ اگر یادش بگیرم، قبل این ها، دق میکنم از غصه...
_ اشکم دوباره اومده دم مشکم! مخصوصا وقتی میخوام از حقم دفاع کنم. متنفرم این وقتها از خودم ...
_ من عاشق سه تارمم...
برچسب:
نویسنده: هلیا زارعی