خرید بک لینک

همیشه بین همه ی آدمها یک نقطه ی اتصالی هست، یک نقطه ی مشترکی که بتوان بوسیله ی آن احساس نزدیک بودن بهم را داشت، یکجایی خوشحالی ست، یک وقتی خوشحالی نیست،غم است... یک وقتی درد است، یک وقتی بی دردی ست، یک وقتی هم چیزهای دیگر ..

من گمانم با همه ی آدمها در دو واژه یعنی "درد و دلتنگی" مشترکم .. حتی حالا که بیشتر اوقات ندارمشان به برکت حضور او و خیلی کمتر که باز پیدایشان میشود ..

از من که هم درد کشیده ام هم دلتنگی، بشنو که هیچ درد و دلتنگی ای بی حکمت نیست و اگرچه خیلی سخت، اما چاره فقط صبر است، یک روزی عمق همین دردی که امشب و امروز میکشی را فقط با یک جمله که " درد داشت " توصیف میکنی، بدون اینکه اشکی بریزی، یا قلبت تیر بکشد، یا چیز دیگری بخاطر بیاوری ..

بهتر است که صبورتر باشی !

و البته که بازیهای این دنیا زیادتر از حرفها و افکار من و توست ..

_ به چند خط بالا ربطی ندارد ⬇

_ حس کسی را دارم که از کربلایش جا مانده، وقتی مادرو پدر و خواهر وبرادر و نیمه دیگرم، بدون من، آمدند به زیارتت و برگشتند .. حس کسی را دارم که دعوت نشده، اگرچه که نمیخواستم بیایم، حسادتم گل کرد رضای من ...

- الدعا ..

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 12:34

صفحه بندی