خرید بک لینک

به تو گفتم:
زياد، خيلی خيلی زياد دوستت دارم.
جواب دادى:
هرچه اين حرف را تكرار كنى، باز هم مى خواهم بشنوم!"
اين گفت و گوى كوتاه را، مدام، مثل برگردان يك شعر، مثل تم يك موسيقی، هر لحظه توى ذهن خودم تكرار كردم. اما هرگز تصور نكن كه حتى يك لحظه توانسته باشم خودم را با تكرار و با مرور اين حرف تسكين بدهم.
نه! من فقط موقعى آرام و آسوده هستم و تنها موقعى به تو فكر نمى كنم، كه تو با من باشى. همين و بس.


مثل_خون_در_رگهاى_من
نامه هاى احمد شاملو به آيدا

- از هر تکراری خسته ام، جز دوست داشتن تو ..

برچسب: نویسنده: هلیا زارعی تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1396 ساعت: 18:31

صفحه بندی