خبر رسید جوانی ک سرور و سَر بود
و در شمایل و خُلقش، خود پیمبر بود
لباس رزم ب تن کرد، سوار بر اسبش
چنان بلیغ رجز خواند ک اسب، منبر بود
ب جنگ لشکر کفر و سپاه شیطان رفت
و در نبرد توانگر، شبیه حیدر بود
خبر رسید ک می کُشت از سپاهِ ستم
اگرچه یک نفر اما، یَلی مُظفّر بود
ب رغمِ تشنگی اش، دلبرانه می جنگید
و صحنه های نبردش، وزین و محشر بود
خبر رسید ک شهزاده زخم بر می داشت
میان جمعی ک، مُلحد و ستمگر بود
ز کینه سمت وجودش چنان هجوم بردند
که گوشه گوشه ی میدان ازو، منوّر بود
خبر رسید جوانی " علیِ اکبر " نام
فداییِ هدفِ دینِ خود، سراسر بود ..
محرم ۹۴
- الدعا ..
برچسب: شهزاده رویای من,شهزاده رویای من شهاب حسینی,شهزاده رویای من عهدیه,شهزاده رویای من شکیلا,شهزاده رویا,شهزاده ی رویای من,شهزاده زرین کمر,شهزاده ای زرین کمر,شهزاده رویای من متن,
نویسنده: هلیا زارعی